مبانی پدیدارشناسی: تجربه زیسته و بحران علوم
خلاصه
این یادداشت به بررسی مفاهیم کلیدی پدیدارشناسی، بهویژه مفهوم «تجربه زیسته» (Lived experience) و نقش آن در احیای مبانی علوم میپردازد. همچنین ریشههای بحران علوم مدرن از دوران رنسانس تا تقلیل کیفیت به کمیت در علم جدید را تشریح میکند.
متن
فهرست ۷ بخش
کلیات پدیدارشناسی: جلسه چهارم
هدف این جلسه، ارائه دستگاه مفهومی و اصطلاحشناختی پدیدارشناسی بهصورت نظاممند و کلی است تا فهم اولیهای از مفاهیم پایهای حاصل شود.
بازگشت به علم متقن و بحران علوم
- پدیدارشناسی به دنبال احیای «علم متقن» و نظم سلسلهمراتبی علوم بود که در دوران مدرن به دلیل محوریت زبان ریاضیاتی در علوم طبیعی، دچار بحران شد.
- بحران در قرن نوزدهم فراگیر شد و نیاز به احیای مبانی علوم احساس شد.
ریشههای بحران در دوران مدرن
- رنسانس با ایده بازگشت به «خودِ چیزها» (To the things themselves) آغاز شد.
- این بازگشت به تجربه (Empiria) و ظهور Empiricism (بیکن، هابز، لاک، برکلی، هیوم) منجر به کنار گذاشتن رفرنسمحوری و تمرکز بر تجربه شد.
- در این فرآیند، خصایص ماهوی تجربه نادیده گرفته شد و تجربه به لایهای تقلیل یافت.
مفهوم «تجربه زیسته» (Lived Experience)
- اولین مفهوم کلیدی در پدیدارشناسی، «تجربه زیسته» است که در آلمانی Erlebnis نامیده میشود (در مقابل Erfahrung به معنای تجربه کلی).
- تعریف پدیدارشناسی: «مطالعه ساختار آگاهی از تجربه زیسته از منظرگاه اولشخص مفرد».
- تجربه زیسته شامل تمام آنچه در مواجهه با پدیده آشکار میشود: رنگ، بو، حجم، صدا، احساسات، خاطرات و ...
- این مجموعه را «افق تجربه زیسته» یا «Zache» مینامند.
تقلیل کیفیت به کمیت در علم مدرن
- علم مدرن (از هابز تا نیوتن) برای دستیابی به عینیت، کیفیات ثانویه (وابسته به ذهن مانند رنگ، بو، احساس) را کنار گذاشت.
- تنها کیفیات اولیه (وابسته به خودِ «چیز») مانند اندازه و مقدار (خصایص کمی) به عنوان موضوع علم پذیرفته شدند.
- این تقلیل منجر به از دست رفتن کیفیت عالم و تجارب زیسته (اخلاقی، زیباشناختی، هنری) شد.
- این امر باعث «فشار کمرشکنِ جهانِ مکانیکیِ مدرن» و ایجاد یأس، نهیلیسم و پوچی در زندگی مدرن میشود.
بازگشت به خودِ چیزها (Zu den Sachen selbst)
- شعار هوسرل که از رنسانس احیا شد.
- «Sache» به معنای آن چیزی است که آشکار میشود و مستقیماً با آن مواجه میشویم، بدون واسطه یا مرجع.
- این بازگشت به خودِ پدیده، نه به تفسیرهای از پیش موجود.
چالشهای تقلیل به کمیت
- جهان به امری صرفاً کمی تقلیل مییابد.
- تجارب زیسته که بستر زندگی ما هستند، نادیده گرفته میشوند.
- این موضوع علوم انسانی، هنر و معنای زندگی را به خطر میاندازد.